*/

Wednesday, January 14, 2026

می‌روم


گفت
چرا می‌روی؟

آن روز که ندا را با گلوله ی سُربین، گلو بریدند
آن روز که ترانه را با خنجر دین، پیکر بدریدند
آن روز که سهراب را با چاقوی کین، پهلو بشکافتند
آن روز که محسن را با گرز گران، دهان بشکستند
آن روز که ستارگان را به قعر مغاک بیانداختند
آن روز که مردان خاک را از دار هلاک بیآویختند
آن روز که زنان پاک را بر آتش شرطه گان بسوختند
آن روز که لب‌های آزادگان را با دشنه ی شحنه‌گان بدوختند

آن روز که اهل یقین را به اعترافات دروغین بفریفتند
آن روز که از فریاد انجمن، به دامن اهرمن بگریختند
آن روز که ایرانی را بکوفتند
آن روز که ایران را بفروختند

آن روز…
آن روز رأفت شان اسلامی بود و نرمش شان همامی
آن روز شفقت شان صدامی بود و بخشش شان امامی
فردا که قاطعیت علوی اختیار کنند و شریعت صفوی برقرار
فردا که حَجّاج را صوبه دار کنند و دجّال را پرده‌دار
به کجا می‌روی؟
چرا می‌روی؟

گفتم
می‌روم
می‌روم تا راه خس‌ و‌ خاشاک بپویم
که بلندای رادمردی‌شان اوج افلاک است
می‌روم تا به گذشتگان بگویم
که صفیر سکوتِ خس‌ و‌ خاشاک برنده‌تر از شمشیر ضحّاک است
می‌روم تا استعمارزدگان را بجویم و بیدار کنم
که آزادی، دست‌یافتنی‌ست
و حق، گرفتنی
می‌روم تا بر زهدفروشان بخروشم
که کوس رسوایی‌شان کوفتنی‌ست
و نظام منحوس‌شان رفتنی
می‌روم تا به آیندگان فخر بفروشم
که شرح شهامت ما شنیدنی‌ست
و قصه ی شهادتمان گفتنی
می‌روم
و چه سربلند می‌روم



آدمداد، ۲۵ شهریور ۱۳۸۸

Labels: , ,

Sunday, August 10, 2025

چهل و اندی سال


چهل و اندی سال
پست و بی مایه گروهی دجال
اهرمن کیش و پلید و سفاک
پیشواشان دو دژم روی ز کوی ضحاک
وارثان دغل و دوز و دروغ
راویان کژی و ژاژ و فُشار
دستشان آخته در خون زنان
پای بر گُرده ی گُردان زمان
بگذشتند از این پاک دیار
بگرفتند از این شهر قرار

مردم شهر فقیر
از سیاهی همه سیر
یا خوراک ضحاک
یا اسیر تقدیر
همه در راه فرار
یا که پا در زنجیر
سینه ها نفرت و کین
یا پر از ماتم و غم
آه از این جور و ستم
داد از این جبر و فشار
چهل و اندی سال
چهل و اندی سال
عاقبت دخترکان این خاک
عاقبت شیرزنان بی‌باک
این یکی ژینا نام
وان دگر نیکا فام
همگی شیر ژیان
رمز آزادی این خاک شدند
نامشان روز ژیان
گرچه در خاک شدند



آدمداد، ۲۹ اکتبر ۲۰۲۲

Labels: , ,

Monday, July 12, 2010


بر روی ما نگاه خدا خنده می زند،
هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ایم.
زیرا چو زاهدان سیه كار خرقه پوش،
پنهان ز دیدگان خدا می نخورده ایم

پیشانی ار ز داغ گناهی سیه شود،
بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا.
نام خدا نبردن از آن به كه زیر لب،
بهر فریب خلق بگوئی خدا خدا.

ما را چه غم كه شیخ شبی در میان جمع،
بر رویمان ببست به شادی در بهشت.
او می گشاید … او كه به لطف و صفای خویش،
گوئی كه خاك طینت ما را ز غم سرشت.

طوفان طعنه، خنده ی ما را ز لب نشست،
كوهیم و در میانه ی دریا نشسته ایم.
چون سینه جای گوهر یكتای راستیست،
زین رو بموج حادثه تنها نشسته ایم.

مائیم … ما كه طعنه زاهد شنیده ایم،
مائیم … ما كه جامه تقوی دریده ایم؛
زیرا درون جامه بجز پیكر فریب،
زین راهیان راه حقیقت ندیده ایم!

آن آتشی كه در دل ما شعله می كشید،
گر در میان دامن شیخ اوفتاده بود؛
دیگر بما كه سوخته ایم از شرار عشق،
نام گناهكاره رسوا! نداده بود.

بگذار تا به طعنه بگویند مردمان،
در گوش هم حكایت عشق مدام ما.
“هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است در جریده عالم دوام ما


فروغ فرخزاد



آدمداد

Labels: ,

Friday, January 22, 2010

Iranians: stop buying chinese products!

آیا وقت آن نرسیده که چین و کالاهای قلابی آنرا تحریم کنیم؟ چین سالهاست دیکتاتورهای نظام اسلامی و در این چند ماه رژیم کودتا را حمایت می‌کند! بیایید آنها را هم مثل روسها عقب برانیم. بهترین راه آن است که کالاهای قلابی آنها را نخریم.

آدمداد

Labels: ,

Wednesday, January 13, 2010

آبها از آسیاب افتاده است

موجها خوابیده اند، آرام و رام
طبل طوفان از نوا افتاده است.
چشمه های شعله ور خشکیده اند،
آبها از آسیاب افتاده است

در مزارآبادِ شهر بی تپش
وای جغدی هم نمی آید به گوش
دردمندان بی خروش و بی فغان.
خشمناکان بی فغان و بی خروش.

آه ها در سینه ها گم کرده راه،
مرغکان سرشان به زیر بالها.
در سکوت جاودان مدفون شدست،
هر چه غوغا بود و قیل و قالها.

آبها از آسیاب افتاده است،
دارها برچیده، خونها شسته اند
جای رنج و خشم و عصیان بوته ها
پشکُبنهای پلیدی رسته اند.

مشتهای آسمان کوب قوی
وا شدست و گونه گون رسوا شدست.
یا نهان سیلی زنان، یا آشکار
کاسه ی پست گداییها شدست

خانه خالی بود و خوان بی آب و نان،
وانچه بود، آش دهنسوزی نبود.
این شب است، آری، شبی بس هولناک،
لیک پشت تپه هم روزی نبود.

باز ما ماندیم و شهر بی تپش
وانچه کفتار است و گرگ و روبه است.
گاه میگویم فغانی برکشم،
باز میبینم صدایم کوته است.

باز میبینم که پشت میله ها
مادرم استاده با چشمان تر،
ناله اش گم گشته در فریادها،
گویدم گویی که :"من لالم، تو کر "

آخر انگشتی کند چون خامه ای،
دست دیگر را به سان نامه ای.
گویدم " بنویس و راحت شو" به رمز،
" تو عجب دیوانه و خودکامه ای "

من سری بالا زنم چون ماکیان
از پس نوشیدن هر جرعه آب.
مادرم جنباند از افسوس سر،
هر چه از آن گوید این بیند جواب.

گوید :" اخر ... پیرهاتان ... نیز هم "
گویمش :" اما جوانان مانده اند "
گویدم :" اینها دروغ اند و فریب "
گویم " آنها بس به گوشم خوانده اند "

گوید " اما خواهرت، طفلت، زنت ... "
من نهم دندان غفلت بر جگر.
چشم هم اینجا دم از کوری زند،
گوش کز حرف نخستین بود کر.

گاه رفتن گویدم – نو میدوار
وآخرین حرفش که "این جهل است و لج
قلعه ها شد فتح ، سقف آمد فرود ..."
وآخرین حرفم ستون است و فرج.

میشود چشمش پر از اشک و به خویش
میدهد امید دیدار مرا.
من به اشکش خیره از این سوی و باز
دزد مسکین برده سیگار مرا.

آبها از آسیاب افتاده ، لیک
باز ما ماندیم و خوان این و آن.
میهمان باده و افیون و بنگ
از عطاب دشمنان و دوستان.

آبها از آسیاب افتاده، لیک
باز ما ماندیم و عدل ایزدی
وآنچه گویی گویدم هر شب زنم :
"باز هم مست و تهی دست آمدی ؟"

آنکه در خونش طلا بود و شرف
شانه ای بالا تکاند و جام زد.
چتر پولادین ناپیدا به دست
رو به ساحلهای دیگر گام زد.

در شگفت از این غبار بی سوار
خشمگین، ما نا شریفان مانده ایم
آبها از آسیاب افتاده، لیک
باز ما با موج و طوفان مانده ایم.

هر که آمد بار خود را بست و رفت.
ما همان بدبخت و خوار و بی نصیب
زان چه حاصل، جز دروغ و جز دروغ؟
زین چه حاصل، جز فریب و جز فریب؟

باز میگویند: فردای دگر
صبر کن تا دیگری پیدا شود
نادری پیدا نخواهد شد، امید!
کاشکی اسکندری پیدا شود.



مهدی اخوان ثالث



آدمداد

Labels: ,

Tuesday, January 05, 2010

اتل متل

اتل متل توتوله
صد تا آدم كوتوله
يه مشت اراذل اوباش
دزد و پليد و كلاش
جيره خور فرنگي
لول و خمار و بنگي
بي روسري بي چادر
كراواتي و عرق خور
روز حروم خدا
به دستور آمريكا
دست زنون و سوت كشون
ميان ميون ميدون
هي اينور اونور ميرن
شعار فرعي ميدن
حرف دروغ پيش ميكشن
شهر و به آتيش ميكشن
بدون شرم و الكي
داد ميزنن دروغكي
اين همه لشگر اومده
عليه رهبر اومده
يه بابايي ابتره
دشمن پيغمبره
عزا عزاست امروز
روز عزاست امروز
انگليس و اسراييل
صاحب عزاست امروز
به دسته ها كه ميرسن
هي همچين همچين ميكنن
جلوي دسته قر ميدن
عكس امام و جر ميدن
سينه زن و علم كشو
با چوب و زنجير ميزنن
نيروي ضد شورشو
با گرز و شمشير ميزنن
پليس و مير عسسو
بسيجياي مخلصو
كه تير و هفت تير ندارن
تا ميخورن سير ميزنن
دشمنو شادون ميكنن
باطوم يه جاشون ميكنن
حرمت دينو ميشكنن
به همديگه تير ميزنن
بعدم تو روز روشن
ماشين پليس ميدزدن
دوره تو شهر ميفتن
مردمو زير ميگيرن
بدون ترس از خدا
فيلمشو هم ميگيرن
اتل متل توتوله
گاو خدا چه جوره
مهجور و اهل صغار
اسب و الاغ و حمار
هم شاخ داره هم پستون
بدو ببر فراوون



آدمداد

Labels: ,

Tuesday, December 29, 2009

Do somthing

Dear Mr. President, liebe Frau Kanzlerin, monsieur le président, dear Mr. prime minister, and all other heads of the states of the world who may wish to be addressed to,

with all respect, let me put it like this: PLEASE SHUT UP!

We Iranians do not need your sympathy and beautiful speeches about human rights. Do you remember that almost every single dictator, at least in this part of the world, has been supported by your countries in one way or another (Sorry I forgot, you have your interests!). Get your ass out of the wrong side of the history and do something against tyranny. For instance, what the hell are some of your ambassadors doing in Iran. Why did they go to Ahmadinejad's inauguration?!!!!!!

Cut the crap and do somthing. I'm telling you, it is a lot cheaper to let us get the shit out of this regime.

Yours respectfully,
Adamdad

Labels: , ,

بشنو صدای ما را

ای آیت پلیدان   بشنو صدای ما را         ‌ای شیخ زشت کاران   بشنو صدای ما را

ای نایب دروغین   ‌ای در صف شیاطین‌         ای نیزه ات به قرآن  بشنو صدای ما را

ای دشمن پیمبر   ‌ای کور و کر و ابتر         ماییم اهل ایمان   بشنو صدای ما را

تا چند مست قدرت  تا چند ظلم و نفرت         تا چند مکر و دستان   بشنو صدای ما را

جز کشتن و تجاوز  آئین دیگرت نیست         ‌ای پست تر ز حیوان   بشنو صدای ما را

شرم از خدا نکردی  خوف از صلا نکردی         کشتی عیان و پنهان  بشنو صدای ما را

شیخا چو دین نداری  آزاده باش باری         که این است رسم مردان  بشنو صدای ما را

شیخ چماقداران  شاه ددان و دیوان         تا چند بی‌ چراغان  بشنو صدای ما را

گر دیده را گشایی  والله عیان ببینی        ‌ صدها هزار انسان  بشنو صدای ما را

دیروز با حریفان  گشتیم گرد ایران         رقصی چنین به میدان  بشنو صدای ما را

فرعون سست عنصر بی‌ رشک و ترس و از جان         گفتیم چون هزاران   بشنو صدای ما را

گردآفریدواران   شیرخدا هزاران         هر یک چو پوردستان   بشنو صدای ما را

یاران دگر غمم نیست  تبریز هم به پا شد         کامل شد اینک ایران  بشنو صدای ما را



آدمداد

Labels: ,

Monday, October 19, 2009



شعری خواندم از یک هموطن آذری با عنوان هارای هارای سسله تورکلر اویانسون:

"حیدر بابا ایران آدلی آنامیز = حیدر بابا مادرمان به اسم ایران
یاشیل یولون شهیدلری ندامیز = شهیدان راه سبز و ندای ما
جورانمیان درین درین یارامیز = زخم های عمیق و التیام ناپذیرمان
ایندی گوزی سنون اوشاغلاروندا = اینک چشم به فرزندان تو دوخته اند
ستارخانون , باقر خانون یادوندا؟ = ستارخان و باقرخانت را به یاد داری؟

هارای هارای سسله تورکلر اویانسون = بانگبرآور تا تورکهای ایران بیدار شوند
چاغیر گلسون بو سنگرده دایانسون = دعوتشان کن تا بیایند و در این سنگر بایستند
آغ ساوالان یاشیل یولا بویانسون = سبلان سفید پوش با راه سبز رنگ شود
اورمو ایگیدلری بیزه یار اولسون = جوانان اورمیه یار و یاور ما شوند
دیکتاتورون یوآسی ویران اولسون = تا آشیانه ی دیکتاتور ویران شود
"

تقدیم به تمام فرزندان سبز آذربایجان و تمام فرزندان سبز ایران.

آدمداد

Labels: ,

Thursday, July 23, 2009

استفتا از آیت الله العظمی بیات زنجانی در مورد صلاحیت و عدم صلاحیت ریس جمهور

"... اگر کسی اطمینان پیدا کند که فرد مزبور (
رئیس جمهور)، از راههای نامشروع و بر اساس تقلب روی کار آمده، تنفیذ رهبری و نیز انجام مراسم تحلیف چونکه تمام العلة برای مشروعیت نیستند و این دو زمانی نافذند که شخص بر اساس رای سالم به این مقام دست یافته باشد، مشروعیت آور نیستند ..."

آدمداد

Labels: ,

Monday, July 13, 2009

شرط میبندین ا.ن تا پایان 4 سال رییس جمهور نخواهد موند؟

فکر نمیکنم کسی بتونه 100% ادعا کنه میدونه 4 سال دیگه رییس جمهور ایران چه کسی خواهد بود! ولی من شرط می بندم که اون شخص ا.ن نخواهد بود!!!

آدمداد

Labels: ,

Tuesday, July 07, 2009

پيام تبريك سران سی و هشت و نیم كشور به ا.ن!

24 روز از انتخابات رییس جمهوری گذشته. سری زدم به سایتهای جمهوری اسلامی تا ببینم بر طبق حرف خودشون کی به ا.ن تبریک گفته! این نتیجه تحقیقات منه!

1- کیهان منتشر میکند: پيام تبريك ده ها تن از سران كشورها به ا.ن!!!


کشورها:
روسيه- سودان- چين- لبنان- كويت- قطر- عمان- الجزاير- بلاروس - بحرين- ارمنستان- مالزي- سريلانكا- نيكاراگوئه- افغانستان- كامبوج- تركيه- پاكستان- قزاقستان- هند- ونزوئلا- آذربايجان- كوبا- سوريه- اكوادور- تركمنستان- عراق- يمن- ليبي- تونس- كره شمالي- كومور- كنيا- بحرين - فلسطين
با فرض صحت میشن 35 کشور!

دیگر شخصیتها و توضیحات:
- دبيركل اتحاديه عرب
- رئيس دوره اي سازمان كنفرانس اسلامي - دبيركل سازمان كنفرانس اسلامي
- اسقف اعظم ارامنه جهان
- رئيس جمهور پارلمان كره شمالي!
- دبيركل حزب الله لبنان- رئيس جمهور لبنان- نخست وزير لبنان- رئيس مجلس لبنان (و احتمالا بچه محلاشون)!!!
- گروههاي فلسطيني شامل مسئولان حماس، جنبش جهاد اسلامي، جبهه دموكراتيك براي آزادي فلسطين، محمود عباس رئيس جنبش آزادي بخش ميهني فلسطين و احمد جبريل دبيركل جبهه خلق براي آزادي فلسطين
- رئيس جمهور تركيه- نخست وزير تركيه
- نخست وزير بحرين- وليعهد بحرين
- امير كويت- وليعهد كويت
- نخست وزیر هند در لیست هست ولی رئيس جمهورش نیست!!!


2- پايگاه اطلاع رساني رياست جمهوري اسلامي

نام کشورهایی که در این سایت آورده شده ولی کیهان فراموش کرده(!!!): تاجیکستان - سنگال - اندونزی - (رييس مجلس عالي) جمهوري خودمختار نخجوان (جمعا 3.5 کشور)



آمار و ارقام:

-- آسیا (46 کشور خودمختار به جز ایران ): %47 = 22/46
چين - لبنان- كويت- قطر- عمان - بحرين- مالزي - سريلانكا - افغانستان - كامبوج - پاكستان - هند - سوريه - تركمنستان - قزاقستان - عراق - يمن - كره شمالي - بحرين - فلسطين - تاجیکستان - اندونزی

-- آفریقا (61 کشور خودمختار): %11 = 7/61
سودان - ليبي - كومور- كنيا - الجزاير - تونس - سنگال

-- آمریکا (35 کشور خودمختار): %11 = 4/35
نيكاراگوئه - ونزوئلا - كوبا - اكوادور

-- اروپا (50 کشور خودمختار): %12 = 6/50
روسيه - بلاروس - ارمنستان - تركيه - آذربايجان - جمهوري خودمختار نخجوان

-- اقیانوسیه (15 کشور خودمختار): %0

-- کشورهای مسلمان (47 کشور خودمختار به جز ایران): %44 = 21/47
سودان - لبنان - كويت - قطر - عمان - الجزاير - بحرين - مالزي - افغانستان - تركيه - پاكستان - آذربايجان - سوريه - تركمنستان - عراق - يمن - ليبي - تونس - كومور - بحرين - فلسطين

-- کشورهای عرب (25 کشور خودمختار): %60 = 15/25
سودان - لبنان - كويت - قطر - عمان - الجزاير - بحرين - سوريه - عراق - يمن - ليبي - تونس - كومور - بحرين - فلسطين

آدمداد

Labels: ,

Thursday, July 02, 2009

A nice article from Chris Hedges: "Iran Had a Democracy Before We Took It Away"

"Iranians do not need or want us to teach them about liberty and representative government. They have long embodied this struggle. It is we who need to be taught. It was Washington that orchestrated the 1953 coup to topple Iran’s democratically elected government, the first in the Middle East, and install the compliant shah in power..."

Here is the rest.

Adamdad

Labels: , ,

Friday, June 19, 2009

محمود دروغگو


محمود دروغگو   محمود دروغگو         بی‌ شرم پررو   آرای ما کو
ما فرزندان ایرانیم   دینمون سبزه         از جنگ و کشتن بیزاریم   رایمون سبزه
محمود دروغگو   محمود دروغگو         بی‌ شرم پررو   آرای ما کو

گفتی تورم   وجود نداره         بیکاری و ظلم   همش خیاله
گفتی ما خس و خاشاکیم   شرم و حیا کن        هاله نور کورت کرده   چشماتو وا کن
محمود دروغگو   محمود دروغگو         بی‌ شرم پررو   آرای ما کو

نگی یه وقتی   اینا نواره         ننجون حاجی  با استکباره
ما از شیراز و تبریزیم   نه از بیابون         اصفهان مشهد و تهرون   توی خیابون
محمود دروغگو   محمود دروغگو         بی‌ شرم پررو   آرای ما کو

زن ایرانی مرد ایرانی     شیعه و سنی   یا که ارمنی
ما پیروان مسیح و موسی و زرتشت         میگیم که ایمون نداره   اونکه یارم کشت
محمود دروغگو   محمود دروغگو         بی‌ شرم پررو   آرای ما کو

فارس و آذری   مازندرانی     چه گیلک و لر   چه خوزستانی
کرد و بلوچ و ترکمن     یار موسوی   دستامون تو دستای هم   پشت کروبی
محمود دروغگو   محمود دروغگو         بی‌ شرم پررو   آرای ما کو

بسه دروغ   و بسه تقلب   دعوا و بلوا   جهل و تعصب
ما صلح و آزادی میخوایم   الله اکبر   با ظالم کنار نمیایم   الله اکبر
محمود دروغگو   محمود دروغگو         بی‌ شرم پررو   آرای ما کو



آدمداد

این قطعه را تقدیم می‌کنم به همه ایرانیان، چه آنان که با منند چه آنان که دشمن من. پاینده ایران و ایرانی‌.

Labels: ,

Tuesday, May 19, 2009

Congresswoman Jane Harman about Iran

Take a look at the following video:



This lady is unfortunately very very uneducated and naive who reminds me of GWB when she says: "the Persian population in Iran is not the majority". She simply forgets the fact that there millions of Iranians who have relatives in every corner of this land from different ethnic groups! I am an example of this with Azari and Bakhtiari parents. I respect and love all nations of this country no matter Persian, Azari, Bakhtiari, Lor, Kord, Baluch, Arab etc. (the worst thing that Iranians do to each other is that they make jokes about each other which is the case in all countries that I have visited in my life).

I ask myself: does she really know what she is talking about? Where does she put the borders between separated parts of Iran? In which part my family and I are going to live? In Bakhtiari-land or Azarbaijan?!?!?! Does she know this probably starts another decades of conflict between those new-born countries (just like the one between Israel and Palestine)?!!! Read more dear lady, read more about the history of the world and specially Iran if you want to talk about it.

Adamdad

Labels: , , ,

Friday, December 21, 2007

War on Iran? National Town Hall Meeting (Dec. 4, 2007)

Check it out!

Adamdad.

Labels: , ,

Sunday, December 09, 2007

Olbermann's Special Comment on Iran NIE: "Bush, Pathological Liar or Idiot-in-Chief?"

Well, this is unbelievable! I'm not really sure whether he is talking about the president of the United States of America?!!!

Adamdad.

Labels: , ,

Tuesday, June 12, 2007

اربي رفت.

يك بهسي هست كه مدتهاست بين من و ماست: پارسي رفت! (براي اينكه بفهميد "رفتن" چيست اينجا را بخوانيد)
گزشته از فرهنگستان زبان و ادب فارسي كه جهت هفز غوت و اسالت زبان پارسي به انوان يكي از اركان هويت ملي ايران و زبان دوم آلم اسلام و هامل مارف و فرهنگ اسلام زرت و زرت اساسنامه مي دهد (و ديگر هيچ)، انوا و اغسام پيوندهاي پارسی سخن بگوییم و بزرگان ادب كه هريك به تريغي:



ناخرسندي خود را از رفتن پارسي الام مي دارند ما هم وزيفه داريم پارسي را پاس بداريم. اما چگونه؟ آيا بايد اساسنامه بدهيم، نسف واژه هاي پارسي را نگوييم، آتاتوركي امل كنيم و ...، مفرس بنويسيم يا مسل فرانسوي ها غبل از ورود واژه بيگانه برابر آن را بسازيم؟ شايد بد نباشد به اين پرسش پاسخ بدهيم غبل از اينكه پارسي برود!

و اما بد:
ديروز فهميدم كه غير از فارسي، تركي، فغانسه، انگليسي، آلماني، چيني و سواهيلي، زبان عصيل و معزوز و مقبول عربي هم ميرود!!! بعله ديشب محمان داشتم. رفيقي شفيق به نام حيدر صادره از بغداد مع العيال و الاولاد! بعد از صرف شام و شيريني عيونش به تخته نرد ما افتاد و ما را به حرب دعوت كرد. ما هم نه نگفتيم. بازي كه شروع شد بر ما عيان گشت كه وامصيبتا، واغيرتا، وااصفا، عربي رفت. حيدر در هنگام شمارش به فارسي ميگفت يك، دو، سه، چهار (تاكيد ميكنم چهار)، بنج، شش!!! متعجبانه برسيدم كه راز جيست؟ گفت كه اينها تنها لغات فارسي در عربي(عراق) نيستند. مثلا در عراق به تختخواب ميگويند چهارپايه!!! گفتم آخر شما كه چ نداريد. گفت ما آنرا نمي نويسيم فقط ميگوييم. از اينجا بر ما معلوم شد كه بعله عربي هم رفت!

آدمداد

Labels: ,

Monday, June 11, 2007

دين رفت.

مكتوب شهري. (از شماره 6)
"… اي مردمكان براي خاطر خدا بفرياد من برسيد. اي روزنومه‌چي براي آفتاب قيمومت پرسه من بچه كرد را بنويس. من آزادخان كرنديم، پدرم از ظلم حسين خان قلعه زنجيري مرا برداشت و از كرند گريخت. آمد طهران. بمرد.
من بچه بودم. پيش يك آخوند خانه شاگرد شدم. بچه درس مي‌داد. من هم هر وقت بيكار بودم پيش بچگان مي‌نشستم. آخوند ديد من دلم ميخاد بخوانم درس داد. ملا شدم. در كتاب نوشته بود آدم بايد دين داشته باشد، هر كس دين ندارد جهنم مي‌رود. از آخوند پرسيدم دين چه چيز است؟
گفت، اسلام.
گفتم اسلام يعني چه؟ آخوند يك پاره‌اي حرفها گفت و من ياد گرفتم. گفت اين دين اسلام است. بعد كه من بزرگ شده بودم گفت : ديگر بكار من نمي‌خوري. من خانه شاگردي مي‌خواهم كه خانه‌ام برد،‌ زنم ازش روي نگيرد. تو بزرگي برو. از پيش آخوند رفتم. گدايي مي‌كردم. يك آخوند بمن گفت: برو خانه امام جمعه خرج مي‌دهد، پول مي‌دهد. وقف مدرسه مروي را ميرزا حسن آشتياني از او گرفته ميخات پس بگيرد. من رفتم خانه امام، ديدم مردم خيليند. مي‌گفتند دين رفت، معطل شدم كه چطور دين رفت. حرفهايي كه آخوند بچه‌ها بمن گفته است من بلدم. خيال كردم بلكه آخوند نمي‌دانست دين ملك وقف است. شب شب بيرونم كردند. آخوندها پلو خوردند. هر سري دو قران گرفتند. روز ديگر نرفتم. دربازار هم شنيدم مي‌گويند دين از دست رفت. شلوغ بود. خيلي گرديدم. فهميدم ميرزا حسن مي‌خواهد برود. گمان كردم دين ميرزا حسن است. خيال كردم چطور ميرزا حسن را داشته باشم كه جهنم نرم. عقلم بجايي نرسيد. چندي نكشيد ميرزا حسن مرد. پسرش مدرسه مروي را گرفت. آن روزها يكروز شا بد لعظيم بودم. خيلي طلاب آمدند، مي‌گفتند دين رفت. بعد فهميدم احمد قهوه‌چي را سالارالدوله به عربستان خواسته، پسر ميرزا حسن طلاب را فرستاده كه از شا بدلعظيم برگردانند. [احمد را برگردانند]
خيال كردم دين احمد قهوه‌چي است. اتفاق افتاد احمد را كه ديدم خيلي خوشم آمد. گفتم بلكه طلاب راست مي‌گفتند. من نمي‌توانستم داشته باشم. اين پسر خرج داشت. من گدا بودم. ديگرآنكه پسري را كه در سرش ميان سالارالدوله و پسر ميرزا حسن جنگ و جدال است، من چطور داشته باشم. ديدم ناچارم بجهنم بروم كه دست‌رس بدين ندارم. بعد پيش يك سمسار نوكر شدم. يك دختر خيلي خوب داشت و يك دختر خيلي خوب هم صيغه كرد. صيغه‌اش را خديجه مطرب برد براي عين‌الدوله، و بيك سيد كه برادرش مجتهد بود دخترش را شوهر داد (كه بعد از خانه شوهر او را دزديدند) سمسار مي‌گفت: دين رفت. نفهميدم دين كدام يكي بود. خيال مي‌كردم هر كدام باشند دين خوب چيزيست. چون از دين داشتن خودم نااميد بودم بجهنم راضي شدم و طمع بدين نكردم.
اين روزها كه تيول برگشته و در مواجب و مستمري گفتگوست و تسلط يك پاره حاكمان كم شده و مداخل يك پاره‌اي مردم از ميان رفته باز مي‌شنوم مي‌گويند دين رفت. يك روزي هم خانه يك شيرازي روضه بود. من رفته بودم چايي بخورم، يك نفر كه نبيره صاحب ديوان شيرازي بود آنوقت آنجا بود.
مي‌گفت‌ : سه هزار تومان پيش فلان شيخ امانت گذاشته‌ام، حاشا كرده است. دين رفت، خيلي مردم هم قبول داشند كه دين رفت. مگر يكنفر كه مي‌گفت چرا پولت را پيش جمشيد امانت نگذاشتي كه حاشا نكند. دين نرفته، عقل تو با عقل مردم ديگر از سر شماها رفته. خيلي حرفها مي‌زدند. من نفهميدم.
باري سرگردان مانده‌ام كه آيا دين كدام يك از اينهاست. آنست كه آخوند مكتبي مي‌گفت؟ آيا ملك وقف است؟ يا احمد قشنگ قهوه‌چي است؟ يا صيغه و دختر سمسار است؟ يا سه هزار تومان است؟ يا تيول ومستمري و مواجب است؟ يا چيز ديگر؟‌ براي خاطر خدا و آفتاب قيومت بمن بگوييد كه من از جهنم مي‌ترسم.
غلام گدا آزادخان علي اللهي

جواب.
كره آزادخان، اگرچه من و تو بعقيده اهل ايمان اين زمان حق تفتيش اصول عقايد خود را نداريم، اما من يواشكي بتو مي‌گويم كه در صدر اسلام دين عبارت بود از «اعتقاد كردن بدل، و اقرار نمودن بزبان، و عمل كردن بجوارح و اعضاء». ولي حالا چون ماها در لباس اهل علم نيستيم نمي‌توانيم ادعاي دينداري بكنيم. اما حاج ميرزا حسن آقا و آقا شيخ فضل‌الله وقتي كه از تبريز و طهران حركت مي‌كردند مي‌فرمودند كه ما رفتيم اما دين هم رفت."

خادم الفقراء دخو عليشاه

Labels: ,

Monday, May 28, 2007

نبوی اعتراف می کند:صدام حسین

اينم اعترافات نبوي كه اصلش رو ميشه اينجا ديد:
"من که خودم این فیلم رو نداشتم، کسی گذاشته توی بالاترین...توضیح کاربر بالاترین چنین بود: چند سال پیش زمانی که بحث اعترافات سیامک پورزند مطرح بود. مجموعه ای طنز بنام اعتراف از تلویزیون صدای آمریکا پخش شد.این یکی از همان مجموعه است که به اعتراف صدام حسین مربوط است. این قسمت از صدای آمریکا پخش نشد.
*جان مادرتان اگر از مجموعه اعترافات من چیزی دارید برایم ارسال کنید و اگر هم ارسال نمی کنید،نکنید!"


آدمداد

Labels: , ,